راه نو

دغدغه های هفتگی من

آيا من يک نژاد پرستم؟

هيچ چيز اين مملکت رو حساب نيست، نه وقتی که چپها سر کار بودند و نه حالا که راستيها،چرا؟ چون در هر دو سيستم هم شايسته سالاری مطرح نبود (البته اين رو بگم که خاتمی از ظرفيتهای دولت قبل از خودش هم استفاده کرد اما اين آقای قشنگ ...) ، اصلا همچنين اراده ای در مملکت ما وجود نداره. هيچکس اهل عمل نيست و فقط حرف و حرف و حرف، ظريفی می گفت از آنجايي که انقلاب ما توسط خطيبان " روحانيون" هدايت و رهبری شده و اين جماعت هم کلا در تعليماتشان بيشتر اهل حرف هستند، مبلغند تا عملگرا فرهنگی 25 ساله حاکم شده که همه حرف می زنند تا عمل کنند. اما از اين بحث چه نتيجه ای می خواهم بگيرم؟ نخندينها... من ديروز رفته بودم استخر کوثر در ديباجی برا شنا، من که هر وقت آب می بينم اينقدر خودم رو خسته می کنم که سينه خيز از استخر میام بيرون! خسته و کوفته سوار اتوبوس تجريش شدم اما جا برای نشستن نبود يک نگاهی که انداختم به کسانی که نشيمنگاهشان رو صندلیها بود ديدم حدود 10 نفر افغانی از ظرفيت 21 نفری صندلی های اتوبوس رو اشغال کرده اند و ما ايرانی ها ايستاده ايم! من چند وقتيه که کفری می شم وقتی اين وضعيت رو می بينم مرزهامون که مثل پنير سوئيسی می مونه و اين شعار زدگی ما که در ابتدا بجای اينکه اين آوارگان جنگ را در اردوگاه ها اسکان بدهيم مرزها را باز کرديم و مهمانداری کرديم و همه را به شهرها راه داديم. حالا اوضاع خنده دار تر هم شده است با حرف که بيرون نمی روند، بايد حرکتی انجام بگيرد و آنها از مملکت اخراج گردند و يا بصورتی برخورد شود تا مردم ايران هم منافعی از اين حضور افاغنه ببرند. مثلا  در ساده ترين صورت چه معنی دارد که آنها از امکانات سوبسيد دار حمل و نقل استفاده کنند، جلو سوار شدن افاغنه به اتوبوسها را بايد گرفت و آنها بايد مجبور شوند که  کرايه تاکسی بدهند تا حداقل مبالغی از درآمدشان به جيب مردم خودمان برگردد. افغانی ها کشورشان را خواهند ساخت و خيلی هم خوب خواهند ساخت چون مردم کوشا و کم توقعی هستند و تکليف خودشان را با طالبانی و تفکر طالبانی روشن کرده اند اما در اين ساختن به مملکت ما ضررهای زيادی می خورد که البته بسياريش به خودمان بر می گردد. 

   + ابوذر ; ٩:۱٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢ آذر ۱۳۸٤
comment نظرات ()