راه نو

دغدغه های هفتگی من

دوست دارم عاشقت باشم

اگر بدانيم که کسی عاشقمان است آنقدر که ما را از خودمان بيشتر دوست می دارد در مقابل او چه رفتاری می کنيم؟ اصلا مگر می شود که کسی ما را از خودمان بيشتر دوست بدارد! انسان حب نفس دارد يعنی اينکه همواره سعی می کند که بهترينها را برای خودش داشته باشد و بخواهد اما کسی که ادعا می کند که من تو را از خودت بيشتر دوست دارم چگونه اين رفتار را نشان می دهد که ما به حقيقت آن پی ببريم، در اينجا من تفکيکی بين دوست داشتن و عاشق بودن قائل نشده ام چنانکه دکترِ شهيد، شريعتی اين دو مفهوم را منفک دانسته اند.
 از چند نفر از همکاران که نظر مثبت در اينباره داشتند خواستم که مثال بياورند يکی می گفت مثل حالتی که در يک خانواده که مادر و فرزند هر دو بيمار هستند، مادر علی رغم بيماری خودش از فرزند پرستاری می کند و يا يکی از همکاران که تازه به خانه بخت رفته از همسرش می گفت که ساليانی برای خودش چيزی نخواسته و ثروت اندوخته اما حالا که زندگی مشترک آنها شروع شده او که از همسرش چيزی می خواهد حتی اگر داشتنش هم کاملا غير ضروری باشد اما شوهر آنرا برای او مهيا می کند. وقتی به اين مثالها نگاه می کنم بازهم نمی توانم عاشق بودن کسی به ما را بيشتر از خودمان ببينم، چطور؟ مادر عاشقست نسبت به فرزند اما از خودش مايه می گذارد يعنی فداکاری می کند برای فرزند در مقابل سلامتی خودش. و همسری که مدتها زحمت کشيده و ثروت اندوخته و برای خودش خرج نکرده باز هم از خودش در مقابل همسر مايه گذاشته است! و اينها هيچکدام مصاديق سئوال من نبوده اند.
کسی هست که اين ادعا را برای من دارد "من عاشقم نسبت به تو بگونه ای که تو را از خودت بيشتر دوست می دارم" . دستانم می لرزد و بغض گلويم را می فشارد چون در عالمی که من در آن زندگی می کنم نمونه مادی از اين عشق نتوانستم بيابم اما من در مقابل اين عشق چه جوابی داده ام، بی توجهی، سرکشی، بی مهری، غفلت، فريفتگی در مقابل هوسها و ...

من هم دوست دارم عاشقت باشم و اين رو بارها با تو زمزمه کرده ام...

   + ابوذر ; ۱:۱۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ آذر ۱۳۸٤
comment نظرات ()