راه نو

دغدغه های هفتگی من

خاطره

اولين خاطره ای که به ياد می آوريد متعلق به چه سنی است؟ به اعماق ذهن خود در جايي که خاطرات دوران کودکی خود را بايگانی کرده ايد سری بزنيد تا ببينيد از چه تاريخی عقب تر نمی توانيد برويد. الان که جوانتر هستيد اگر اين خاطره ها را پيدا کنيد مسلما برای دوره پيری غنيمتی را نگهداری خواهيد کرد. کمکی به شما می کنم به تاريخهای تولد بچه های کوچکتر از خودتان مثل خواهر يا برادر و يا ... متمرکز شويد.
من تولد داييم را بياد می آورم! آخه من يک دايي دارم که از خودم کوچکتر است - ديگه پدر بزرگ و مادربزرگم خطا کرده اند!!!- او چهار سال از من کوچکتر است و الان در رشته سراميک مشغول به  تحصيل است، من دقيقا آن روز آفتابی که مادر بزرگم را از زايشگاه به خانه آوردند و دخترانش از او پرستاری می کردند! به ياد دارم. متاسفانه دورترين فاصله تولد با او دو سال اختلاف دارد و قبل تر از آن را بياد نمی آورم.بنابراين اولين خاطره من مربوط به چهارسالگيم است.
اگر اين پست ذهن شما را هم مشغول کرد و خواستيد به دوران کودکی سفر کنيد سعی کنيد وقايعی را بيابيد که از آن عکسی نداشته باشيد، چون ممکن است ذهن فعال و پويا شروع به ساختن گذشته بر اساس عکسها بکند.
• حافظه عزت نفس دارد و دوست ندارد مچش باز شود، فراموشی ها را با روايت های فريبنده ای از واقعيت جبران می کند، روايت هايي که کمابيش شبيه واقعه ای هستند که خاطره محوی از آن را، مثل رد پای سايه حفظ کرده اند. / همه نامها-ژوزه ساراماگو

   + ابوذر ; ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۸ دی ۱۳۸٤
comment نظرات ()