راه نو

دغدغه های هفتگی من

جشنواره بيست و چهارم فيلم فجر

برای اولین بار تو زندگیم من هم رفتم جشنواره، اولین تلاشم ديدن فيلم "بنام پدر" بود در سينما آستارا که موفق نشدم، تلاش دوم ديدن فيلم "ستاره ها، جلد اول:ستاره می شوند"بود در سینما عصر جدید که دیدمش و بعدی "چهارشنبه سوری"در سينما آستارا.
○ سیبیل ها! ساعت پنج رفتن تا بتوانند برای هفت و نیم بلیط تهیه کنند (دایی کوچیکه و چند تا از بچه های کانون فیلم علم و صنعت)، من هم با موبایل مرتب باهاشون در تماس بودم و چون در شرکت گرفتار بودم تازه ساعت 6:15 بود که توانستم برم به سمت هفت تير، وقتی رسيدم جلو سينما ساعت 7:25 بود و از آنجایی که هر کس می توانست یک بلیط بگیرد و سیبیل ها بلیطشان را تهیه کرده بودندو رفته بودند داخل، رفتم داخل صف ایستادم که یک نفر از پشت سرم گفت بلیط می خواهی؟ گفتم آره! بلیطش را خریدم رفتم داخل و شماره ردیف و صندلی رو SMS زدم به سیبیل ها، همه کفشون بریده بود که من بتونم به فیلم برسم و فقط 10 ثانیه تو صف بایستم!در صورتی که آنها یک و نیم ساعت صف ايستاده بودند.SMS دومی که زدم وسط فیلم بود گفتم "من خسته شدم" و واقعا فیلمش چیزی نداشت. موقع رای دهی هم ضعيف دادم و آمدم بیرون اما آنجا متوجه نبودم  که یکی دو نفر هوام رو دارند. بیرون که ایستاده بودم تا سیبیل ها هم بیرون بیایند یه دختره در حالی که از جلو من رد می شد من و به دوستش نشان داد و گفت:" این نامرد ضعیف داد، ضعیف!" واقعا نظرات مردم با هم خیلی فرق می کند شايد چون کم فیلم می بینند، نمی دانم.
○ برای "چهارشنبه سوری" هم به محض رسیدن از یه پسره که دم در ایستاده بود بليط گرفتم!(خودمونیم خر شانس شدم) فیلم خوبی بود اولش که مردم ترانه رو با لباس کلفتی دیدن براشون عجیب نبود اما وقتی ترانه و هدیه تهرانی درون یک فریم با هم ظاهر شدند صدای خنده مردم بلند شد اما نظر من اینه که هدیه است که باید کلفتی ترانه را بکند.کارگردان آخر فیلم خیلی به تماشاچیان حال داده بود که تلخ تمامش نکرد، اما اين باعث شد آن ماندگاری که فیلم دیگر "فرهادی"،"شهر زیبا"در ذهن  داشت را نداشته باشد، به نظر من فیلمی فیلم است که تا چند روز ذهنت را درگير کنه، بهش فکر کنی، براش داستانهای حاشیه ای بسازی و چيزهای جدیدی ازش کشف کنی، پلانهاش رو تو ذهنت بازسازی کنی. رای خوب دادم و از بازی همه لذت بردم. ترانه عالی بود و احتمالا سیمرغ را برده اگه گلشیفته بگذارد!
○ از آنجایی که نهار نخورده بودیم بعد از سینما رفتیم کله پاچه خریدیم و آوردیم خانه خوردیم و بعد هم خوابیدیم، الان هم بد خواب شدم و این پست را نوشتم.

   + ابوذر ; ۱:۳٧ ‎ق.ظ ; جمعه ٧ بهمن ۱۳۸٤
comment نظرات ()