راه نو

دغدغه های هفتگی من

بنويسيم

کتاب 'بنویسیم' کلاس سوم ابتدایی را می ديدم، بنظرم جالب آمد که به اينصورت بچه ها را به نوشتن وادار می کنند. سيستم آموزشيمان نسبت به دوره درس خواندن ما متحول نشده اما تغيير کرده است. کتاب متعلق به 'علی' پسر داييم بود. داشتم بخشهای مختلف کتابش را می ديدم که به متن جالبی که نوشته بود برخوردم که در اينجا می آورم.
◘ سرگذشت يک ميز و نيمکت را از زبان خودشان بنويسيد.
   ميزي به نيمکتی می گويد: "من قبلا درختی بودم، بعد آدمها با دِلِر{!} من و دوستانم را به چند تکه کردند. بعد ما را به کارخانه ای بردند که با آن ميز، نيمکت و غيره درست می کردند. نيمکت گفت: "اسم تو بَبَلی است{!}". ميز گفت: بله! نيمکت هم گفت: "آخه نامرد من را يادت نمی آيد؟" ميز گفت:"اکبر قلی!". {!!!}

   + ابوذر ; ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٥
comment نظرات ()