خانه خالیست!

این روزها دارم مهیای رفتن می شوم. پرنده ام را جمعه سپردم به باغ وحش پارک ملت و گلدانهام رو هم دائیم خواسته است. مدیرانم را در شرکت مطلع کردم که کمتر از یکماه دیگر همکارشان خواهم بود و استعفام رو هم همین روزها ارایه می کنم. قرارداد امسالم هم بالاخره آمد و تنها 17 درصد به مبلغ پارسال اضافه شده که نسبت به تورم امسال واقعا خنده دار است. تنها دغدغه ام خانه است -دوباره!- اما اینبار در یوته بوری! فعلا هر روز  از طریق یکی دو تا وبسایت مرتب موقعیت ها را چک می کنم و امیدوارم که موقعیت خوبی برای اجاره پیش بیاید.

  • فیلم بادبادک باز را دیدم، به خوبی کتابش نبود. پیشنهاد می کنم حتما اول کتاب را بخوانید. بنظرم قسمتهای مربوط به بادبادک بازی را خوب در آورده بود! شخصیت ها به تصوراتم در هنگام خواندن کتاب نزدیک نبودند و فیلم خلاصه ای از داستان را روایت کرده بود. شاید اگر زمانی سریالی از روی این کتاب ساخته شود بسیار جذاب تر باشد.
/ 10 نظر / 14 بازدید
زهرا

سلام وبلاگ زیبایی دارین خوشحال میشم به وبلاگ من هم سر بزنین موفق باشین در پناه حق

گل یخ

سلام. بهت توصیه می کنم این قدر مضطرب نباشی... زندگی کردن تو سوید خیلی خوب راحت و آرومه ... مطمین باش که دو ماه دیگه که به زندگی تو اونجا عادت کردی از این که حالا این قدر مضطرب بودی خنده ات می گیره ... ولی اگه جدی بخوای میتونم بهت کمک کنم که یه کم از این اضطرابت کم بشه... آدرس ای میلتو برام بذار تو وبلاگم تا با هم بیشتر در تماس باشیم. دوست سوئدی من اهل یوتوبریه و فامیل های منم اونجان ... یکیشون هفته دیگه میاد دیدن من هلند . شاید از طریق این دوستم یا یکی از فامیل ها بتونم در زمینه خونه برات اطلاعات دقیق تری پیدا کنم و راحت تر بتونی خونه بگیری! نگران نباش!

خیاط

خوبه این‌جا مجازیه جمع نمی‌شه

ریحان

بادبادک باز هم مثل حیلی از کتابهای دیگه فیلمش به خوبیه کتابش نیست. این خلاصگی فیلم نسبت به کتاب اونجا بیشتر تو ذوق می زنه که شیوه ی روایی این دو از هم متفاوت است. کتاب را امیر عمیق می کند با شرح حالات درونی و عذاب وجدانی که او را از کودکی دنبال می کند. در حالی که فیلم از این توضیح بی بهره ست. وتنها با نمایش تصاویری سعی در فهماندن موضوع به مخاطب داره. این شاید مثل تصاویری است که ما هر روز از زندگی های بسیاری می بینیم و همه چیز تنها در حد دیدن است و نه هم زادپنداری. البته فیلم هایی هم هستند که به دلیل وفاداری به متن از لحاظ نمایش تمام این تصاویر خوب از آب در آمده اند مثل بربادرفته. اما اون چیزی که در بادبادک باز دیده میشه زدن سر و ته ماجراست که نقص شیوه ی روایی رو بیشتر میکنه. در مورد جذابیت صحنه های بادبادک بازی هم نظرتون رو تایید می کنم.

دلتنگی های خیابان شانزدهم

نمی دانم چطور شد که یک پیام مسخره خالی دو بار فرستاده شد؟ به هر حال عذر می خواهم. امیدوارم در سوئد روزگار خوشی داشته باشی. من که با خواندن مطلبت فقط به یاد رمان دزیره افتادم و آقای پرسون با صورت اسبی شکلش که می گفت در استکهلم همیشه آسمان مثل یک ملافه شسته سفید است!

یواشکی

سلام: امیدوارم سفر خوبی داشته باشین...[گل]

آفتاب

خلاصه من یکی که التماس دعای مخصوص دارم[نیشخند]