لحاف

یکی از اون چیزهای عجیبی که من با خودم به سوئد آوردم، یک لحاف دو نفره پشمی بود! تاریخچه این لحاف برمی گرده به زمانی که "علی" رفت و آمدش رو به خانه من شروع کرد و از اونجایی که من فقط واسه خودم یه تخت داشتم و دو تا پتو اضافه برا مهمان احتمالی و خانه ام هم زمستانها سرد می شد؛ این لحاف رو از خانه شان آورد تا شبهایی که خانه من می ماند، سرما نخورد.

زمستان سال دومی که این لحاف در خانه من به سر می برد هوا خیلی سرد شد- همان سالی که تهران آنقدر برف آمد که مردم خودرو هاشان را در اتوبان رها کرده بودند و تمام شب راه بندان شده بود- نتیجتا من هم شروع کردم به استفاده از آن. لحاف آنقدر بزرگ بود که از دو طرف تخت پایین می افتاد و کاملا زیرش عایق می شد. مزیتش این بود که گرمای زیرش مطبوع بود و مشکلش این بود که کمی سنگین بود بنابراین وقتی صبح از خواب بیدار می شدی، بدنت احساس کوفته گی می کرد. به هرحال من یک زمستان سخت را با استفاده از آن نجات پیدا کردم.

دم آمدن به سوئد، با تصور سرمایی که آنجا خواهد داشت تصمیم گرفتم لحاف کذایی را با خودم بیاورم، راه حل آسان تر خریدن لحاف "ایکیا" بود که از الیاف مصنوعی ساخته شده است. اینها بسیار سبک هستند، ولی من هر وقت با این لحافها خوابیده ام احساس نوعی سوختگی بهم دست داده است، انگار که اصلا تبادل گرمایی وجود ندارد. نتیجه اینکه الان زمستان دومی است که من لحاف پشمی ایرانی دارم در قلب سوئد و خدا می داند که چقدر خوابیدن با این لحاف مطبوع است!

برنامه این یکشنبه تعطیلم باز کردن ملحفه این لحاف، شستنش و بعد دوختن مجدد آن بود! بله! لحاف هم می دوزیم!

/ 6 نظر / 15 بازدید
مهتاب

ایول بابا!!!!!!! خونه دار ! کدبانو! قرمه سبزی هم یاد بگیری بپزی دیگه باید زنگ بزنم به خاله جانت [چشمک] اینقدر تعریف یوتوبوری - تان را شنیدیم گفتیم ما نیز پذیرشی بگیریم و رهسپار شویم [چشمک] البت برای پي اچ دي اگر خداوند نصيب گرداند [عینک]

کیمیا

آفرییییییییییییییییییییییین

zohreh

[نیشخند]سلام چه جالب اسم وب منم راه نو هستش.

آفتاب

وای می دونم چی میگی. صفایی داره خوابیدن زیر لحاف پشمی.

کیمیا

اگه بدونییییییییییییییییی! اومدم یه دعوای اساسی راه بندازم که خب لینک منو هم بذار!![عصبانی] بعد گفتم خب اول یه چک بکنم. دیدم یه کیمیا هست بازش کردم دیدم واااااااااااااااای خودمم [نیشخند] آخیش! نزدیک بود ضایع کنم[اضطراب] خلاصه همین! من هم از اون لحافا دارم ولی فکر نکنم اگه بخوام برم جایی ببرمش اخه فکر کنم خیلی ستمه نه؟

خرس قهوه ای

عجب خانه داری شده اید!