سرم شلوغه به کار دل نمی رسم!

دل من حالش خوشه ...اصلا بلد نیست بگیره...
ولی خیلی تنگ میشه... گاهی می ترسم بمیره...
اما بازم به خودش میاد و سوسو میزنه...
باز حیاط خلوت سینمو جارو میزنه...
می گمش تا کی میخوای عاشق بشی و بشکنی...
به روی خودش نمی یاره... می پرسه بامنی...؟؟!!
با کیم...
با توی عاشق پیشه ی سر به هوا
با توی دیوونه ی در به در بی سر و پا
با تو که هر چی دارم می کشم از دست توئه
با تو که هر جا میرم مسیر در بست توئه
کی می خوای دست از سر آبروی من برداری...
کی می خوای عقلی که دزدیدی سر جاش بذاری...
کی می خوای بزرگ بشی سنگین بشینی سر جات...
سر به راه بشی و دنیا رو نذاری زیر پات

رضا صادقی

/ 4 نظر / 13 بازدید
گل یخ

اه اه اه ... چی شده باز پسر خوب ؟ دم رفتن دلتنگ چرا؟

مهتاب

[لبخند] بذار بچرخه واسه خودش. دلت رو اذیت نکن

کیمیا

[ناراحت][گریه]

کیمیا

کجایی پس برادر؟