سفر اروپا

خانواده به گمانم الان به زادگاهمان رسیده اند. سفر خوبی شد، حدسم این است که دیگه فرصتش دست نمیده که فقط خودمان چهارتا به سفر برویم و منبعد یک یا دو نفر به جمعمان اضافه خواهند شد. تفاوت این سفر به بقیه برنامه هایی که رفتیم این بود که پیشتر همیشه پدر بود که فاینانسر بود و برنامه ریز اما اینبار او فقط فاینانسر بود! ها ها همه کارها به دوش من بود بخاطر زبان ندانستنشان. شاید اگر از ابتدا به شان استقلال بیشتری می دادم بیشتر از کمکشان بهره می بردم و اینقدر در هفته آخر خسته نمی بودم. اما خوب اصرار چند ماهه من برای زبان یادگرفتن حداقلی توسطشان هم بیفایده بود.

از مزیتهای سفرشان تغییر دید مادرم بود که در ابتدا نمی خواست به اینجا بیاید و در انتها صحبت از سفرهای بعدی می کرد، این پیشرفت بزرگی بود. اما هنوز صحبت هر دوشان و درخواست هر دوشان اتمام تحصیلات و برگشت به ایران بود. امیدوارم با پیدا کردن کار یا موقعیت دکتری و استقلال مالی ادامه حضورم در اینجا را بپذیرند.

/ 3 نظر / 11 بازدید
مهتاب

ای واااای بر من که تو دیکته ی فارسی ت اینهمه بد شده!! اصرار نه اسرار!!!!! به بابات می گم اینهمه زحمت کشیدین پسرتون ایران برگرد نیست که نیست!! صبر کن! [شیطان]

کیمیا

حالا کی ایشا.. یکی دونفر اضافه میشن؟ معلومه که به همین زودیه هااااااااااااااا[نیشخند] مهتاب جون بیخیال دیکته این شو! کلا از دست رفت

مهتاب

هی هی هی روزگار! انگار اونجا آدمها عاقبت به خیر می شن! [زبان] آقا این دانشگاه شما رشته ما رو نداره؟ [نیشخند]