فرشته

اگه فرشته بودم، فرشته ای می شدم که می رفت و با بچه های تنها بازی می کرد!

شما؟

/ 6 نظر / 12 بازدید
هم سايه

اگه فرشته بودم چشم می دواندم و هر بچه ای که گوشه ای می گریست را در آغو شم یگرفتم و می گفتم : چیزی نیست...چیزی نیست...

ریحان

فرشته ای که به آدم های تنها امید میده.

لولی

اگر فرشته بودم، هر روز صبح واسه هر آدم تنها، یه شاخه گلی که دوست داشت، سر راهش می ذاشتم. یواشکی! منتها چون ممکن نیست، حتما تا حالا دق کرده بودم از فرشتگی زیاد. پی نوشت: منظور کامنتی که برای من گذاشتی رو نگرفتم.

ابوذر

یکم به اش فکر کنید، ببینید چطور فرشته ای می شدید!

کیمیا

من خیلی سعی کردم ولی نمیتونم چیزی تصور کنم با اینکه آدمی بینهایت رویاپردازم[خنثی]