ماهیگیری

دیشب اولین ماهی عمرم را با قلاب گرفتم! قبلا ماهی زیاد گرفته بودم، که معمولا با کاسه بوده یا با دست و یا با روسری مادر! اما اینبار با چوب ماهیگیری! چقدر هیجان انگیز است وقتی ماهی به طعمه نوک می زند و بعد شناور را پایین می کشد. و وقتی نخ را جمع می کنی و بعد چوب را بالا می آوری، ماهی پرواز کنان به سمتت حرکت می کند. تازه میفهمی که چه صید کرده ای. چند تا ماهی که دیشب گرفتم همه کوچک بودند-بزرگتر از ماهی هایی که تا بحال گرفته بودم- با چشمانی مسی و بسیار درخشان، که باید به دریاچه برمی گشتند. ولی این برگشتشان متفاوت بود! باید لذت پرواز را هم می چشیدند بنابراین چند متری به هوا پرتاب می شدند و به دریاچه برمی گشتند! فلایینگ فیش!

دریاچه ای که درش ماهیگیری می کردیم، هرلاندا نام دارد که خیلی از خانه مان دورنیست و با دوچرخه یا حتی پیاده به کنارش می رویم. وقتی باد خوابید و سطح دریاچه آرام شد، سطح دریاچه مانند آینه ای شد برای آسمان ابری. خنکی مطبوع و آواز پرندگان که اینجا تا دیروقت می خوانند بسیار لذت بخش بود. گاهی فکر می کنم کاش در شهر محل تولد من هم بارندگی بیشتر از این می بود تا ما هم دریاچه های طبیعی در همه ی فصلهای سال می داشتیم. 

/ 3 نظر / 17 بازدید
کیمیا

همه افعال جمع میباشد!!!! میشه بفرمایین باید ازتون شیرینی بخواهیم یه نه؟!!!!

مهتاب

خیلی سنگدلانه ست برای هیجان ماهی گرفتن! [ناراحت] من که تازگیها دارم گیاهخوار می شم کلا!

مهتاب

دریاچه طبیعی که نداریم ولی فکر کنم توو دریاچه پشت سد ماهیگیری هم میکنن....